دین حکیم ابوالقاسم فردوسی

+1 امتیاز
92 بازدید
آغاز گفتمان اردیبهشت 9, 1395 در بزرگان ایران از سوی محمود (61 امتیاز)
درود برشما . نظر شما در مورد دین فردوسی بزرگ چیه ؟ چون عده ای میگن شیعه بوده و دلیلشون اشعار چنان دان که خاک پی حیدرم هست و عده ای میگن اینارو بعدا افزودن . با تشکر

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده اردیبهشت 9, 1395 از سوی فرزند ایران (1,110 امتیاز)

درود بر شما

فردوسی بزرگ پیرو دین اسلام و مذهب تشیع بوده است و خود او در دیباچه ی شاهنامه و بخش های دیگر شاهنامه بدین نکته اشاره کرده است .بیت هایی که در زیر می آورم نشان از باور فردوسی بزرگ به دین اسلام و مذهب تشیع می باشد که باید به ژرفی بدان نگریست :

حکیم این جهان را چو دریا نهاد  /  برانگیخته موج از او تندباد

چو هفتاد کشتی بر او ساخته    /   همه بادبانها برافراخته

یکی پهن کشتی بسان عروس    /  بیاراسته همچو چشم خروس

محمد بدوی اندرون با علی      /   همان اهل بیت نبی و وصی

اگر چشم داری بدیگر سرای     /  به نزد نبی و وصی گیر جای

گرت زین بد آید گناه من است   /  چنین است و این دین و راه من است

برین زادم و هم برین بگذرم      /  چنان دان که خاک پی حیدرم

.....................

نگاشتن چند نکته پیرامون بیت های آورده شده بایسته می نماید :

نخست : اشاره ی فردوسی به هفتاد کشتی و ... اشاره به حدیثی از پیامبر اسلام است که فرموده است :

إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، مَنْ دَخَلَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ.

مَثَل اهل بیت من در میان شما مانند کشتی حضرت نوح است، هر کس به این کشتی درآید، نجات می یابد، و هر کس از آن روی برگرداند، غرق می گردد.

دو دیگر : فردوسی در بیت های آورده شده از واژه ی وصی برای حضرت علی (ع) بهره می برد، بنابراین فردوسی جانشین راستین پیامبر را حضرت علی (ع) می داند ، نه خلیفه های سه گانه ، و این چیزی جز باور ژرف وی به مذهب تشیع  نمی باشد  .

سدیگر : فردوسی بزرگ نیز مانند دیگر دهقان زادگان ایرانی ، از پدر و مادری شیعه زاده شده بود . ما می دانیم که در آنزمان بیشتر ایرانیان مسلمان به مذهب تسنن بوده اند و بنابراین فردوسی می داند که ممکن است او را به تشیع و قرمطی بودن متهم کنند ( که می کنند ) ، بنابراین می گوید که اگر شما از مذهب من خوشتان نمی آید ، گناه از شما نیست ، گناه من است و اگر من گناهکارم گناه من را در نامه ی شما نمی نویسند . و این گونه ای از فراخواندن آنان به آزاداندیشی در گزینش دین و تهمت نزدن به دیگران است که شوربختانه باز هم گوش فرا نمی دهند !

پیرامون بخش دویم پرسش شما می باید اشاره کنم که :

بیت بر این زادم و .... در دست نوشته های کهن و بنیادین شاهنامه ویرایش استاد خالقی مطلق آمده است و بنابراین در اینکه این بیت سروده ی خود فردوسی بزرگ است ، گمانی نیست .

گروهی بر این باورند که فردوسی هرگز مسلمان نبوده است و این بیت ها از سوی دختر فردوسی سروده شده و بشاهنامه افزوده شده است برای آنکه پروانه دهند تا فردوسی در گورستان مسلمانان بخاک سپرده شود .

این دیدگاه نمی تواند درست باشد زیرا :

1 – اگر فردوسی مسلمان و شیعه نبود این همه تهمت به او نمی زدند و او را به قرمطی بودن و شیعه بودن متهم نمی ساختند و فرمان بباید کشتن ! برای آن فرزانه ی پرخرد نمی راندند .

2 – اگر بپنداریم که فردوسی مسلمان نبوده و برای آنکه پروانه دهند تا او در گورستان  مسلمانان بخاک سپرده شود بیت هایی برای خشنوی مسلمانان از سوی دخترش یا دیگران سروده شده است ، دختر فردوسی می بایست بیت هایی برای خشنودی اهل تسنن که بیشتر شمار مسلمان در آنزمان را تشکیل می دادند بسراید ، نه بیت های شیعه گری که برعکس خشم اهل تسنن را بر می انگیزد.

3 – آنگونه که فردوسی خود اشاره کرده است ، پیش از پایان یافتن شاهنامه بخش هایی از آن از سوی بزرگان و با دانش آزادگان نوشته می شد و پخش می شد ، بنابراین دیباچه ی شاهنامه که فردوسی در آن سخن از مسلمانی و تشیع خود می آورد بسیار زودتر در میان خوانندگان پخش گردیده بود و همگان با مذهب فردوسی آشنا بودند ، تا جایی که آوازه ی شیعه گری او به دربار سلطان محمود رسیده بود .

در پایان به چند نکته ی ژرف اشاره می کنم که :

فردوسی بزرگ یک ایرانی میهن دوست و مسلمانی شیعه مذهب بوده است که هیچ تضادی میان میهن پرستی و دینداری نمی دیده است .

پس از مرگ فردوسی ، به بهانه های گوناگون و واهی ( شیعه گری – ستایش ایرانیان باستان )  بر پیکر بی جان او نماز نمی خوانند ، آنگونه که در بن مایه ها آمده :

شیخ کرگانی فرمود : او مداح کافران بوده  نماز بر وی نخوانم . شیخ شامگاه در خواب دید که فردوسی علیه رحمه در بهشت برین با حوریان در قصور نشسته  . پرسید : تو را با جنت چکار ؟

آواز داد : بدان سبب که یک بیت در ستایش الله تعالی گفتم ، مرا در بهشت برین جای داد . و آن بیت این بود :

جهان را بلندی و پستی تویی / ندانم چه ای هر چه هستی تویی !

شیخ کرگانی گریان شده از آن روز به بعد هر روز بر سر مزار فردوسی برفت و قاتحه بخواند !

.................................

امیدوارم پاسخ خود را دریافت کرده باشید - پیروز باشید

...