چگونه واژه ی بیگانه ی «درحال» را به کار نبریم

+2 امتیاز
72 بازدید
آغاز گفتمان 24 تیر 1396 در زبان و گویش از سوی ВОСПУҲР (666 امتیاز)
با پروا به هر سهمان توان از همترازان همی، کنان، -ان بهره بردن.
نمونَگان :
من در حال نوشتن ام = من نویسان ام، من همینویسم
درحال کتک زدن سگ = لُس زنانِ سگ، لُسانِ سگ (لُساندن = کتک زدن)
درحال رفتن = روان
در حال خوردن سخن گفت = خوران سخن گفت
درحال خواب راه رفتن = خوابان راه رفتن
او درحال سخن گفتن است = سخن همیگُوَد(hamigovad)، سخن گُوان است
درحال چه کار ای؟، در حال چه کار-ی ای؟ = چه همیکنی؟، چه کنان ای؟
اگر سهمان-ی دیگر به اندیشه‌تان میرسد، بنویسید

1 پاسخ

+1 امتیاز
پاسخ داده شده 25 تیر 1396 از سوی فرزند ایران (1,110 امتیاز)

همانگونه که شما نیز با آوردن نمونه روشن ساخته اید ، بکارگیری واژگان بیگانه در زبان پارسی ، گفتار و نوشتار ما را دشوارتر و درازتر می کند و بگونه ای "لقمه دور سر چرخاندن و خوردن" است .بسیاری از این واژگان بود و نبودشان در سهمانها یکی است و اگر نباشند سخن هم کوتاهتر خواهد بود و هم آهنگ بهتری خواهد گرفت . گاهی نیاز است برای بکارنبردن یک یا چند واژه ی بیگانه در گفتار ، سهمان را بازنویسی کنیم .

X  مهرشاد و مهرناز همپای هم از کوه بالا می روند در حالی که هوا بسیار سرد است .

مهرشاد و مهرناز همپای هم از کوه بالا می روند هوا هم بسیار سرد است .

با آنکه هوا بسیار سرد است مهرشاد و مهرناز همپای هم از کوه بالا می روند .

...