دیدگاه های پارسی آموزان بیگانه درباره ی این زبان

+1 امتیاز
30 بازدید
آغاز گفتمان 15 مرداد 1396 در زبان و گویش از سوی فرزند ایران (کاربرِ ویژه) (1,058 امتیاز)
خبرنگار ایسنا درباره زبان فارسی و مردم ایران با چند نفر از فارسی‌آموزان گفت‌وگو کرده است که می‌تواند تا حدودی ذهنیت این افراد را نسبت به زبان فارسی، مردم ایران و فرهنگ آن‌ها نشان بدهد.

یولیا ۲۱ ساله دختری است اوکراینی و جزو فارسی‌آموزانی است که خوب فارسی حرف می‌زند. او در دانشگاه «کی‌یف» اوکراین در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل می‌کند.

از او دلیل گرایشش به زبان فارسی را می‌پرسم، می‌گوید: من قبل از زبان فارسی با زبان ترکی آشنا بودم و قدم به قدم با یاد گرفتن تاریخ و ادبیات ترکی با زبان فارسی و فرهنگ ایران آشنا شدم و بعد آن‌قدر خوشم آمد و لذت بردم که خواستم زبان فارسی را یاد بگیرم.

او می‌افزاید: از میراث بزرگ ایران خوشم آمده است. زبان فارسی خیلی زبان مخصوصی است. این زبان نرم و لطیف است. غیر از این خط فارسی را خیلی دوست دارم. آن شکلی که شما می‌نویسید؛ خوشنویسی.

یولیا با بیان این‌که هنوز زبان فارسی‌اش آن‌قدر خوب نشده که بتواند رمان ایرانی بخواند می‌گوید اما ترجمه‌هایی از ادبیات داستانی ایران را خوانده است، همچنین ترجمه‌هایی از «شاهنامه» فردوسی و «گلستان» سعدی را.

او اظهار می‌کند: به ایران آمده‌ام زبان فارسی‌ام را قوی کنم تا دوباره به ایران بیایم و در این‌جا تحصیلاتم را ادامه بدهم. ایران فوق‌العاده است. اولین‌بار است که به ایران آمده‌ام. یک بار به ایران آمدن و دیدن آن از صد بار شنیدن بهتر است.

از یولیا درباره نگرش مردم اوکراین درباره ایرانی‌ها می‌پرسم که با خنده جواب می‌دهد: مردم اوکراین راجع به مردم ایران فکر نمی‌کنند، چون چیزی از ایران نمی‌دانند.

***

سمانور ارسلان فارسی‌آموزی است که از کشور ترکیه به ایران آمده بود. او در ترکیه در رشته زبان و ادبیات فارسی درس می‌خواند و به ایران آمده بود تا در کلاس‌های دانش‌افزایی زبان فارسی، فارسی‌اش را تقویت و در این زبان پیشرفت کند. از طریق اینترنت در این دوره‌ ثبت‌نام کرده و پذیرفته شده و به ایران آمده بود.

درباره زبان فارسی می‌گوید: زبان فارسی خیلی لهجه دارد. به نظرم با زبان ترکی هم مشترک است. این دو زبان در حوزه ادبیات و تاریخ اشتراکات زیادی دارند. زبان فارسی مثل زبان شیر است و لحن و آهنگش به گوش خیلی خوب می‌آید.

می‌پرسم مثل زبان شیر صحرا؟!‍ می‌گوید: بله، مثل شیر!

به ادبیات فارسی و سعدی و حافظ و مولانا علاقه‌مند است و در حال حاضر هم در شهر قونیه و شهر مولانا درس می‌خواند. درباره علاقه‌اش به زبان فارسی می‌پرسم که در جواب می‌گوید: به این زبان علاقه‌ داشتم که آن را انتخاب کردم و در همین رشته هم ادامه تحصیل می‌دهم. در آینده هم می‌خواهم در همین حوزه کار کنم؛ فرقی هم نمی‌کند در ایران یا ترکیه.

ارسلان درباره حضورش در ایران می‌گوید: برنامه‌های درسی ما در ایران خیلی خوب است و این خیلی به ما کمک می‌کند. اما به نظرم یک ماه کافی نیست و من می‌خواهم این دوره‌ها  دو، سه یا چهار ماه باشد. دوباره می‌خواهم به ایران بیایم چون خیلی استفاده می‌کنم؛ چون در ترکیه کمتر به فارسی صحبت می‌کنند. در آن‌جا تنها از روی کتاب یک‌بار می‌خوانند، اما این‌جا، هم به زبان فارسی صحبت می‌کنیم و هم از روی کتاب یاد می‌گیریم که برای‌مان خیلی مفید است.

او در پایان حرف‌هایش چند بیت از مثنوی معروف مولانا را از بر می‌خواند:

بشنو از نی چون حکایت می‌کند

از جدایی‌ها شکایت می‌کند

 کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

 در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

***

دیگر فارسی‌آموز حاضر در این دوره‌ سیدداوود حسینی بود. او که از کشور مجارستان به ایران آمده بود می‌گوید: من اهل مجارستان هستم، در آن‌جا درس می‌خوانم و در همان‌جا زندگی می‌کنم. رشته من علوم سیاسی و دیپلماسی است. پدرم اهل ایران و مازندان است و به مجارستان آمده که مهندس شود. مادرم اهل مجاستان است و من پسرشان هستم. به ایران آمده‌ام تا در بنیاد سعدی زبان فارسی‌ام را بهتر کنم؛ مثل خواندن و نوشتن و حرف زدن.

او می‌افزاید: زبان فارسی را بیشتر با پدرم کار کرده‌ام. یک سال پیش به کلاس زبان فارسی رفتم که سفارت ایران در مجارستان باز کرده بود.

حسینی درباره شعر و ادبیات فارسی می‌گوید: شعر فارسی زیاد خوانده‌ام. از سعدی و حافظ خوشم آمده است. با خواندن شعرهای آن‌ها آدم فکر می‌کند که زندگی‌اش چطور است و بعد از مرگ، از او چه چیزی می‌ماند. چطور زندگی خوب داشته باشیم و چطور زندگی بد داشته باشیم. شعرهای آن‌ها به آدم یاد می‌دهند که به دنیا چه شکلی نگاه کنیم و جایگاه‌مان در دنیا کجاست.

او که هشتمین سفرش به ایران را تجربه کرد، درباره ایران اظهار می‌کند: از ایران خیلی خوشم آمده است. مردم ایران خوب هستند و همیشه لبخند دارند. اصلا نارحت نیستند. هیچ‌وقت آدم ایرانی ناراحت ندیده‌ام. این خیلی خوب است. از ایران خوشم آمده چون جاهای دیدنی زیادی دارد که قدمت زیادی دارند. فقط ترافیک و شلوغی شهر تهران خیلی خوب نیست. این شهر ماشین‌های زیادی دارد و اگر بخواهی جایی بروی خیلی زمان می‌برد. از این خوشم نیامد.

***

مینا اراوانان هم دختر  ۲۲ ساله‌ای است اهل صربستان. به گفته خودش دانشجوی رشته پزشکی است و زبان فارسی را هم دوست دارد و به این دوره آمده تا زبان فارسی را بهتر یاد بگیرد.

او می‌گوید: مردم صربستان ایرانی‌ها و زبان فارسی را دوست دارند. وقتی به ایران آمدم متوجه شدم ایرانی‌ها خیلی مهربانند. در همان فرودگاه به ما گل رز دادند. هر روز غذای ایرانی می‌خوریم و با فرهنگ ایرانی‌ها آشنا می‌شویم. هر بخش از ایران هنری دارد که نشان می‌دهد ایرانی‌ها هنرمند هستند. سعدی و حافظ و رومی را دوست دارم.

او می‌افزاید: صربستانی‌ها هم این شاعران را دوست دارند. پدرم ایرانی است و به صربستان آمده است. آمده‌ام تا فارسی را بهتر یاد بگیرم.

اراوانان معتقد است: زبان فارسی زبان شعر است و فرهنگ ایرانی یکی از قدیمی‌ترین فرهنگ‌های دنیاست. زبان فارسی زبان عشق و صلح و دوستی است و چند شعر از قشنگ‌ترین شعرها به زبان فارسی نوشته شده است.

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده 17 مرداد 1396 از سوی ВОСПУҲР (کاربرِ ویژه) (653 امتیاز)
اینجا است که باید زوانواره (لهجه) ی تهرانیک را از زوان پارسیک درست  جدا کردن. هیچ نیاز-ی نیست بیگانگان این زوانواره ی دست و پا شکسته را به آموزند. تنها باید زوان درست را بدیشان آموزاندن. بنیادگاه سَه‌دی باید این را بداند و به کار بندد . زوان درست پارسیک نه  زوان گندیده هافز و سَه‌دی است نه زوانواره ی تهرانیکان. با نوشتن به زوانواره ی  تهرانیکان کار نوآموزان پارسیک را دشخوارتر میکنیم.
...