زندگی‌نامه فردوسی

0 امتیاز
66 بازدید
آغاز گفتمان 24 آبان 1396 در بزرگان ایران از سوی ورجاوند (432 امتیاز)
درود
زندگی فردوسی چون می‌بود؟
آیا فردوسی محمد غزنه‌ای را ستوده است؟

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده 24 آبان 1396 از سوی فرزند ایران (1,156 امتیاز)
درود بر شما

نخست پاسخ شما را در چند گفتار کوتاه می نگارم و سپس درخواست می کنم زندگی نامه ی فردوسی بزرگ نوشته ی استاد خالقی مطلق را از پیوند پایان جستار دریافت کنید و بخوانید .

1 - زندگی فردوسی بزرگ با سرایش شاهنامه و مهر ایران گره خورده است . پایان زندگی وی همراه با مستمندی مالی بوده است . بانویی بسیار خوب و دانا داشته است . پسر فردوسی در جوانی از جهان می رود و پدر را داغدار می کند . فردوسی از سوی بزرگان ایران در زمان خودش ستایش شده است . فردوسی در سرایندگی بی همتاست . درباره ی زندگی فردوسی افسانه های دروغین بسیاری بافته اند که بن مایه و آبشخوری ندارد .

2 - فردوسی در شاهنامه چند بیتی در ستایش محمود آورده است . فردوسی شاهنامه را به پیشنهاد دوستش به نام محمود کرده است (برای ماندن کتاب و پخش و گسترش آن و پشتیبانی مالی از سراینده) . آرمان راستین فردوسی از سرودن شاهنامه زنده کردن تاریخ و فرهنگ ایران و بدست آوردن نام نیکو برای خودش در میان بزرگان ایران بوده است و محمود غزنوی هیچ جایگاهی در آفرینش و سروده شدن شاهنامه ندارد .

فردوسی اندر فراهم آوردن شاهنامه می فرماید :

ازین نامور نامه ی شهریار / بمانم به گیتی یکی یادگار

( نامه ی شهریار ، شاهنامه است که ابومنصور آنرا فراهم آورد )

دو بیت در بخش " گفتار اندر داستان دوست مهربان "  آمده است که بخوبی آرمان راستین فردوسی در سرایش شاهنامه را نشان می دهد :

که این نامه را دست پیش آورم / به پیوند گفتار خویش آورم

...

اگر خود درنگم نباشد بسی / بباید سپردن به دیگر کسی

بباید = نیاز است = ضروری است . فردوسی آرمان خود را نمایان ساخته است که اگر من نتوانم شاهنامه را بپیوندم ( به نظم در آورم ) نیاز است حتما به کس دیگر سپرده شود و این کار حتما باید انجام شود ! اینجا فردوسی به این پرسش که برخی از روی ناآگاهی مطرح می کنند پاسخ داده است. گروهی می پندارند که فردوسی برای پول شاهنامه را سروده است در حالی که آرمان راستین او چیز دیگری بوده است و اگر پول برای خودش می خواست دیگر نیازی نبود که بگوید حتما باید شاهنامه سروده شود و اگر من نتوانم باید به کس دیگری سپرده شود و پیوسته شود . آرمان وی همانا زنده کردن فرهنگ و تاریخ نیاکان با گفتاری درخور و بلندپایه بگونه ای که در میان ایرانیان جای بیفتد ، بوده است .

و دوستش در پاسخ به آرمان و کار وی به او آفرین می گوید و می فرماید :

مرا گفت ، خوب آمد این رای تو / به نیکی خرامد همی پای تو

....

شو این نامه ی خسروان بازگوی / بدین جوی نزد مهان آبروی

فردوسی بزرگ در جایی دیگر می فرماید :

همی خواهم از دادگر یک خدای / که چندان بمانم بگیتی به جای

که این نامه ی شهریاران پیش / بپیوندم از خوب گفتار خویش

......................................................

http://s8.picofile.com/file/8311840926/Ferdosi_Ostad_Khaleghi.pdf.html
...