یاریخواهی برای ریشه یابی چند واژه

+1 امتیاز
36 بازدید
آغاز گفتمان اردیبهشت 13, 1395 در زبان و گویش از سوی ВОСПУҲР (کاربرِ کوشا) (466 امتیاز)
آیا ریشۀ این واژگان را میدانید یا پایگاه-ی را میشناسید که بتوان هر واژه -ای را ریشه یابی کردن؟

آنقوت-اتينا-اشپيل-اُشكول-اكردوكر-الم شنگه-بُطر(1)-بِك-بمبو-بوري-ترمتاي-تسي،شتل-تيفور-جمره-چتايي-دوبه-دين(پايان)-رابيتس-رام(اندرخودرو)-رزوه (rusi?)-رگبي(اندر كشتي)-رولكس،كنيتكس-سارگپه-سالامبور-سملي-سور(اندر پاسور)-سوفاله-شلغو-طمطراق- غات (اندر تخته نرد)- فاق(يكجور پارچه)-فله-فُن-قاپاس-قات-قال-قپي-قرص(سفت)-قُزقره (گیاه) -قلاويز-قلندر-كانگا-كپ(3)-كُدري-كُرُم-كرنش(2)(اندر مكانيك)-كِلوكه- كُنس-كودري-ليويس-ماردون-ماشه-مستوره-مقرنس-مكالئوم-مليكا-منجيد-مِنچ(بازي)-موسيلاژ-ناس-نُبوك-نوربلين-نوقان-هويه-يوزي- قارنییاروغ-قارت وقورت-قارچ-قازالاق،قازالاخ-قاش و قماش –قالوس-قاوَرد-قایم-قدک-قُر-لوقوماLucoma – لوقیاس

2 پاسخ

+1 امتیاز
پاسخ داده شده اردیبهشت 14, 1395 از سوی محمد رسولی
درود.

باید بیش اندیشه کنم و نیز اگر نیاز بود بجویم و کنکاش نمایم. لیک کنون یکی دو چیز به پندارم هست که شاید مورد پذیرش افتد و شما نیز بدانها همرای باشید.

یکی از آنها در این واژگان"فاق" استو مرا گمان بر ان است که این به چم پا بان باشد. از آن روی که به آن بخش از شلوار است که پا را از نیمتنه جداساخته و پا را پوشش می دهد. هم از این روست که خیاطان و دیگر کسان آن بخش و ناحیه ی لباس را فاق آن گویند.

نیزدانیم که حرف پ دگرگون شود ف شود. پس پا در آغاز واژه هست و اینکه ق  دگرگونه گردیده گ است که خود گ در اینجا کوته شده ی گاه است به چم جا، محل. همچون بنگاه،آرامگاه و... پس فاق تواند و شاید: محل و جایگاه پا .

قاش نیز به چم بخش، تکه ،قسمت است. دیگر نامش قاچ هم هست. هم از این رو برخی میوه های بزرگ همچون هندوانه را گویند قاچ کنیم.

سپاسگزار میشوم اشتباه گفته باشم بگوییدم.  پاینده ایران.
0 امتیاز
پاسخ داده شده اردیبهشت 14, 1395 از سوی فرزند ایران (کاربرِ ویژه) (695 امتیاز)
درود بر شما

این واژگان بگوش بنده ناشناس اند و بجز اندکی از آنها ، دیگرواژگان را نشنیده ام .

واژه ی الم شنگه یا علم شنگه را در واژه نامه هم تراز با ننه من غریبم آورده اند و گونه ای از آشوب کردن می باشد اما روشن نیست که شنگه چه باشد ، چه بسا نام جایگاهی پرآشوب باشد .

بمبو هم گمان می کنم نام ابزاری بود برای نفت کشیدن ؟

منچ یک واژه ی بیگانه ی آلمانی است .
...