شعر نمی دانم!

0 تراز
63 بازدید
آغاز گفتمان 10 اردیبهشت 1398 در هنر و ادب ایران از سوی افسانه عبدی
نمی دانم!

طلوعی یا که مهتاب شبان

می خوانمت اما...

درخشان کن

به افسون دیدگان خسته شب

تا برخیزد از یلدای تنهایی

پریشان کن

خیال بیم جان چون باد

تا روشن کند خاکستر پنهان

و معنا کن

کلام مرغ شب آواز

تا شاید بیاساید جنگل بر تن خاک.

افسانه عبدی

پاسخ شما

برای افزودن پرونده های ( FILE ) گوناگون و فرتورها به گفتمان/پرسش ، نخست پرونده یا فرتور خود را در تارنماهای ویژه ی بارگزاری مانند Picofile.com بارگزاری نموده و سپس پیوند ( LINK ) آنرا در بخش "پیوندگزاری " ( برای پرونده ها ) و "افزودن فرتور" ( برای فرتورها ) جای دهید ، پس از جایگیری پیوند، پرونده یا فرتور شما بنمایش در خواهد آمد .
نام شما:
رایانامه ی شما نمایش داده نخواهد شد
خواهشمندیم به این پرسش پاسخ دهید >
برای گذشتن از پدافندشماره و نادیده گرفتن آن , خواهشمندیم درون شوید یا نام نویسی کنید.

گفتمان های پیشنهادی

+1 تراز
0 پاسخ
آغاز گفتمان خرداد 10, 1397 در هنر و ادب ایران از سوی محمود (146 تراز)
0 تراز
0 پاسخ
آغاز گفتمان شهریور 24, 1395 در هنر و ادب ایران از سوی محمود (146 تراز)
+1 تراز
1 پاسخ
آغاز گفتمان تیر 15, 1396 در گذشته ی ایران از سوی محمود (146 تراز)
+1 تراز
0 پاسخ
آغاز گفتمان 22 اردیبهشت 1398 در هنر و ادب ایران از سوی ВОСПУҲР (1,441 تراز)
+1 تراز
0 پاسخ
آغاز گفتمان 9 اردیبهشت 1398 در هنر و ادب ایران از سوی افسانه عبدی (48 تراز)
...