آيا سلمان پارسي در زمان جنگ تازي ها با ايراني ها خيانت كرده است؟

0 امتیاز
1,695 بازدید
آغاز گفتمان مرداد 16, 1395 در گذشته ی ایران از سوی اصغرترك

با درود : آيا سلمان پارسي در زمان جنگ تازي ها با ايراني ها به دربار ايران وايراني ها خيانت كرده است؟

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده مرداد 16, 1395 از سوی فرزند ایران (کاربرِ ویژه) (1,071 امتیاز)

درود بر شما

سلمان فارسی یکی از یاران باوفای پیامبر اسلام و حضرت علی امام نخست شیعیان بود و در یکی از جنگ ها هنگامی که کار سپاه اسلام گره خورده بود ، روش کندن "کنده" یا "خندق" را به پیامبر و یارانش پیشنهاد کرد و از شکست سهمگین مسلمانان پیشگیری کرد .هر چند یادآوری کردن این رویداد پیوندی با پرسش شما ندارد اما از این رویداد می توان بدین برآیند رسید که سلمان از شیوه های جنگی ایرانیان آگاهی داشته است ولی باید دانست که سلمان سالیان بسیاری از ایران دور بود و از روش های نوین سپاهیان ایران آگاهی چندانی نداشت و روشن است که روش های جنگی سال به سال و زمان به زمان دگرگون می شود و روش های نو و تازه جای روش های کهنه و فرسوده را می گیرد .

این پرسش و نگرش را از دو دیدگاه می توان بررسید و در بررسی این رویداد و دیگر رویدادهای تاریخی هرگز نباید رویدادها و اندیشه های آن زمان را با رویدادها و اندیشه های امروزی سنجید .

1 - سلمان ، یکی از ایرانیان پژوهنده و نیک اندیش بود و پس از بررسی دین ها و آیین های گوناگون برای آشنایی با دین نوین به سرزمین های عربی رفت ، شمار چنین کسانی در جهان اندک است که بخواهند برای آگاهی از دین و آیین و راستی ها بدین سو و آنسو بروند و پژوهش کنند . بنابراین می باید  وی را مردمی (انسانی ) دانش پژوه دانست . ( دین پژوهشی یکی از دانش های جهانی بوده است.  فردوسی بزرگ می فرماید : تو را دانشِ دین رهاند درست / در رستگاری ببایدت جست - از این بیت آشکار می شود که دین نیز جزوی از دانشها بشمار میرفته است . )

2 - سلمان تا پایان زندگی پیامبر در کنار او مانده است و در این دوران یکبار هم پیشنهاد تاخت و تاز به ایران را نداده است .

3 - سلمان از پیروان راستین پیامبر و حضرت علی بود . آشکار است که پیامبر هیچ جنگی با ایرانیان نکرد و حضرت علی هم نه خود و نه فرزندان خود را به جنگ با ایرانیان روانه نکرد و از رفتار این دو تن روشن می شود که تاخت و تاز برای گسترش دین در باور آنان نبوده است . بنابراین آیا می توان پذیرفت که سلمان که پیرو این دو بوده است ، پیشنهاد جنگ و تاخت و تاز به ایران را به عمربن خطاب که یکی از کسانی است که پیوند خوبی هم با حضرت علی نداشته است ، داده باشد؟

4 - حضرت علی با آگاهی از درون مایه ی این جنگها و اندیشه ی کسانی که  سردمدار این جنگ ها بوده اند ، گاه گاه برخی از یاران خود را برای پیشگیری از ستم و بیداد ، با سپاه عمربن خطاب همراه می ساخت ، همانگونه که برای پیشگیری از بیداد و ستم  ، هنگامی که سلمان برای استانداری مدائن برگزیده شده بود ، او را برای اینکار رهنمون ساخت و با استانداری او همداستان شد .

5 - سلمان برای ایرانیان بسیار سودمند بود و با درون شدن به رویدادهای جنگی و استانداری از ستم و بیداد بر ضد ایرانیان کاست .

6 - اگر با نگاهی امروزی بدین رویدادها ننگریم می توانیم بپذیریم که سلمان نیز مانند پیامبر خواستار آشنایی دیگر مردمان و ایرانیان با دین نوین و کامل شده بوده است ، اما نه با روشی مانند جنگ و خونریزی که همانا خواست پیامبر و حضرت علی هم نبود .

پرسش بزرگی که در اینجا در برابر پرسش شما ایستادگی می کند این است :
آیا با سنجش خرد و سنجش شیوه های جنگی و پیکارجویانه می توان پذیرفت که با خیانت و دشمنیاری یک تن ، شیرازه ی یک سپاه بزرگ با پیشرفته ترین افزارهای جنگی از هم بپاشد ؟ مگر در دیگر جنگها سخن چینان و دشمنیاران و جاسوسانی از این سپاه به آن سپاه نمی روند و روش ها و شیوه ها را آشکار نمی سازند ، آیا با این کار شکستی به این بزرگی روی می دهد ؟
در جنگ هشت ساله ی ایران با عراق گروه های فراوانی با نام های گوناگون به عراقی ها پیوستند و هنوز هم فرتورهای آنان با صدام حسین در دست است ، این گروه ها خود دارای توان جنگی بوده و از شیوه های جنگی ایرانی آگاهی داشتند و سد در سد این آگاهی را به صدام و سپاهیانش نیز آموخته اند ، آیا با کار اینان سپاه ایران شکست خورد ؟

این پرسش و دیگر پرسش ها در این زمینه بدین شوند در رسانه های همگانی پدیدار شده است که شکست سپاه بزرگ ایران از سپاه ناچیز اعراب پذیرفتنی نمی نماید ، بنابراین با شوندهایی نادرخور و ناشایست کوشش می شود که شوندی برای این شکست تراشیده شود .
شوند راستین شکست سپاه ایران از عرب ها تنها در گفتار زیر نمودار است و دیگر هیچ :
" همراه نبودن توده ی مردمی ایران با دستگاه فرمانروایی ساسانی "

دیگر شوندها و دلیل ها هیچ یک نمی تواند چنین شکستی را در پی داشته باشد .

برای این شوند (دلیل ) دو نمونه نیز آورده می شود :

1 -  هنگام تازش بیگانگان اروپایی به مرزهای ایران زمین با آنکه دستگاه فرمانروایی دارای ارتشی نیرومند بود اما برای آنکه توده ی مردمی ایران با دستگاه فرمانروایی پهلوی و بویژه رضاشاه همراه نبود ، حتی یک تن از توده های مردمی ایران در برابر بیگانگان ایستادگی نکرد و سرانجام شکستی سخت در پی آمد .

2 - در همین حال بهنگام تازش صدام حسین و یاران اروپایی اش به ایران زمین ، با آنکه آشفتگی بسیاری در ارتش و سپاهیان ایران پدیدار بود ، با درون شدن و همراه شدن توده ی مردمی ایران بدین جنگ ، هرگز شکستی به ایران زمین وارد نیامد .

پیروز باشید

دارای دیدگاه مرداد 16, 1395 از سوی ورجاوند (کاربرِ کوشا) (417 امتیاز)
درود و افرین بر شما ، جنگ ایران با اربان از زمان ابوبکر آغاز و زمان اُمر به اوگ رسید و زمان اُثمان به پایان رسیده بود.

 آوردن دین اسلام به خاک ایران (به یاری جنگ) تنها دستاویز ای است که نا آگاهان بهر  این جنگ می گویند.ولی اندر این جنگ اربان به ایران بسیار زیان رساندند و دچارانجام گناه های بزرگی (چپاول ، دست درازی ، کشتن بی گناهان ، برده داری و ...)شدند.
 بنابراین ، این می باید پندی برای ما باشد که فرمانروایمان چه خوب بود و چه بد ،اندر برابر آفندیدن بیگانگان بپدافندیم.
...